أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

407

قانون ( فارسى )

گفتار دوم علاج ويژهء هريك از انواع اسهال تاكنون علاجهاى ذكر شده راجع به بيمارى اسهال به‌طور كلى بود . اكنون مىخواهم انواع حالات اسهالى را يكىيكى برشمرم و راجع به علاج آنها - كه شايد ويژگيهايى داشته باشند - شرح و تفصيل بدهم . فصل اول علاج اسهال كبدى منظور از اسهال كبدى حالتى از بيمارى اسهال است كه مادهء بيمارى از كبد سرچشمه دارد و سبب را سابقا گفتيم و شرح داديم كه در علاج هريك از حالات به معالجهء سبب بپردازى و هرگاه سبب - كه اصل كار است - از بين رفت ، علاج آثار سبب آسان است . كسى به اسهال مبتلا است و بيمارى اسهالش از كبد منشأ دارد و كبد با راه‌بندانهايى برخورده است كه سبب بيمارى اسهال گشته است . اگر تو در علاج آن داروى بسيار قبوضيت‌آور و تقويت‌كنندهء راه‌بندانها بدهى و تنها منظورت بند آمدن اسهال و قبض شدن شكم باشد ، اشتباهى مرتكب مىشوى كه جبران‌پذير نيست بيمار را با خطرى بزرگ روبرو مىسازى . بارها رخ داده كه طبيب‌نماهاى جاهل براى معالجهء اسهال كه از كبد برآمده منشأ گرفته است داروى چنان به بيمار داده‌اند كه خون در بدن بيمار لخته شده و حرارت غريزى كبد را خاموش نموده و بيمار قربانى جهل آنها شده و جان سپرده است . و بسيار رخ داده كه داروى جاهلان خون بيمار را به عفونت كشانده است . اما تو همين‌كه تشخيص دادى كه بيمار به راه‌بندانهايى در كبد يا در ماساريقا ( وريد باب ) مبتلا است و اين راه‌بندانها سبب حالت اسهالى بيمار شده‌اند ، بايد قبل از هر چيز به راه‌گشائى در راه‌بندانها بپردازى و سبب اصلى بيمارى را از بين ببرى . گويند مويز چاق و پرگوشت در باز كردن بندآمده‌هاى كبد و ماساريقا بسيار تأثيربخش است . حتى برخى گفتند كه مويز چاق بيمار را از اسهالى كه مادهء آن خونابه مانند و بيمارى بسيار سخت باشد ، شفا دهد . ما خودمان نيز اين علاج را آزموديم ، راستى مبالغه نكرده بودند و تأثير خوب داد . وقتى كه برآمدگى كبد شروع مىكند بهتر آن است كه بيمار از خوردن نان بپرهيزد ؛ زيرا كبد در اين حالت نان را نمىپذيرد . مصلحت آن است قاوت را با آب مخلوط كند و روزانه دو بار يا سه بار از آن تغذيه كند . و اگر ديدى كه تحمل دارد در اواخر گاورس را در آب بجوشان و بپالاى تا بخورد .